الهام افروتن مبارزه علنى با ايدز
مبارزه علنى با ايدز
بياييد آشکارا با مردم در مورد ايدز سخن بگوييم و مبتلايان را از رنج آن نجات بخشيم. واضح و مبرهن است که ايدز يک بيمارى خطرناک است که از ميمونى که شبيه انسان است به بشر عادى منتقل شده. مردم تا قبل از شيوع اين ويروس خطرناک زندگى عادى شان را مى کردند، مى زدند و مى رقصيدند و کافه کاباره مى رفتند و در رستوران غذا مى خوردند و زن مى گرفتند و به هم خون مى دادند و بدون نگرانى به عملى که منجر به توليد مثل مى شود مبادرت مى ورزيدند. خلاصه بساط کباب و شراب هم بود و هر کس به فراخور وضع خود به حال کردن مشغول و به شعار جنگ نکن عشق بورز هيپى ها اجر مى گذاردند.تا اينکه يکنواختى دلشان را زد و شير پاک خورده اى، رفت پيش يک ميمون آلودهء نفرين شده و نمى دانم با او چکار کرد که گرفت و چون به بستر همسرش رفت او را هم آلوده کرد و يک بدبخت ديگر (احتمالاً همسايشون اينا) مبتلا شد و شوخى شوخى هزاران هزار و بعد مليون ها نفر آلوده شد. واضح و مبرهن است که ويروس ايدز خيلى حرامزاده ميباشد و سريع قيافه عوض مى کند و هر چه سيستم ايمنى زور مى زند، (ايدز) به حيات ننگينش ادامه مى دهد. ايدز بر دو نوع است: بيولوژيک و پوليتيک. امروز مى خواهيم نوع پوليتيک را زير ميکروسکوپ قرار دهيم. و به توصيه و مبارزه علنى عليه آن بپردازيم.ايدز در سال ۵۷ از فرانسه به ايران وارد شد و چون بدن افراد پذيرش آن را داشت در عرض مدت کوتاهى تمام ساختار اجرايى و قانون گذارى را آلوده کرد وبه ملت هم در اثر هيجان بيش از حد و شور جوانى از اعمال رنجى که بر روى او صورت مى گرفت لذت مازوخيستى دست مى داد... وقتى کار از کار گذشت ديدند اى واى، رعايت نکات بهداشتى نکرده ، خود را به دست خلخالى ها ،هادى غفارى ها، و ماشاءالله قصاب ها و اسمال تيغ زن ها داده. و از آن تاريخ به بعد که هيجان شور و جوانى و عشق آن که قابل گفتن نيست- فروکش کرد و و ملت را کهولت در پيش گرفت و فهميد که چه خاکى به سر کرده و سعى کرد که از دست منبع ايدز حکومتى بگريزد اما ديگر آن منبع ول کن نبود و ملت را دنبال مى کرد و کارى که نبايد انجام مى شد انجام شد و روزانه بر تعداد مبتلايان افزوده مى گشت. و خبرگان و متفکران و انديشمندان براى اينکه به اين بيمارى مبتلا نشوند راه خارج در پيش گرفتند ولى اى آقا کجاى دنيا افراد مشکوک به ايدز را دوست دارند که آمريکايى ها و اروپايى ها دوست داشته باشند؟ تازه مال خودشان هم زيادى است چه برسد به نوع وارداتيش.نتيجه آن شد که از همان گيت اول با آن ها مثل يک ايدزى واقعى بر خورد شد. انگشت نگارى، ندادن ويزا، گرفتن پاسپورت به گونه اى ديگر... تازه پس از اين ها مامور با دستکش به دنبال عوامل مرض تا انجا که گفتنى نيست را معاينه مى کرد (تازگى ها مشاهده شده که بر سر گذرگاه هاى مرزى وبلاگ آدم ها را با گوگل کشف مى کنند و مى خوانند و به استناد نوشته هاى آدم پى به بيمار بودن يا نبودن او مى برند. از نشانه هاى بيمارى که بگذريم عملکرد اين ايدز حکومتى بسيار جالب است...هسته مرکزى اين ويروس در جاهاى مخفى مثل سازمان هاى موازى و تاريکخانه ها تکثير مى شود و در محيط هاى کاملاً بسته و دور از چشم رشد مى کند و به ناگهان از چند کانال به مردم اهل انديشه هجوم مى آورد. بخش تئوريک آن از طريق مطبوعاتى که با يک رگ مستقيم به اين تاريک خانه ها وصل است، به داخل جامعه حمله مى برد و بخش پراتيک آن توسط اشخاصى که قيافه ترسناکى دارند و حال و حوصله درستى ندارند و گوشه چشمشان مى پرد و لبشان از شدت خشم و عصبانيت مى لرزد از طريق ماشين هاى پرده دار و بخصوص فولکس واگن، به وسيله ابزارى مانند لنگه کفش و شيشه عرق و کارد و خنجر و طناب و سيم پيانو و دسته جک و آب حوض و شياف پتاسيم و داروى نظافت و کابل و شلاق و وسايل مشابه به بدن هاى سالم هجوم مى آورد و شخص را آلوده و در فاصله زمانى مختلف از چند ساعت گرفته تا چند ماه به آن دنيا روانه مى کند. و گاه در بدن شحص مى ماند و تا آخر عمر موجب هراس و وحشت او حتى از سايه خودش مى شود.چگونه در مقابل ايدز حکومتى مصون شويم؟نا گفته نماند که درون دستگاه حکومتى گلبول هايى هستند که سعى ميکنند عمل اين ويروس را کند کنند و از ميزان آسيب آن بکاهند. اما خود آن گلبول هاى بدبخت هم يکهو توسط ويروس خورده ميشوند و آه و حسرت در دل گلبول هاى زنده مانده ميگذارد. و آن گلبولها مى روند بر ضد ويروس برنامه درست ميکنند و معتقدند که تا ۷٠٠ سال ديگر شايد بتوان آن را ساکت کرد. البته سابقه آزمايش ها نشان داده که نه تنها ويروس بى خطر نشده بلکه ترتيب گلبول ها را به شکل پيچيده ترى داده.. گاه مخ گلبول را نشانه رفته و او را تا آخر عمر عليل کرده، گاه در سلول هاى تنگ ماده وحشت و تنهايى به گلبول خورانده و تا آخر عمر او را ساکت کرده، گاه گلبول را با تقلب در انتخابات به بيرون از عروق حياتى و پيشابراه پرت کرده..اما سروران ارجمند ما بايد ضمن توجه به عمل گلبول ها و کمک به مبارزه آن ها، به فکر خودمان هم باشيم و جانمان را از دست اين ويروس بدنهاد نجات دهيم. براى سالم ماندن خود و خانواده تان سعى کنيد هيچ تماسى با ويروس نداشته باشيد و به کار و زندگى و نماز روزه تان مشغول باشيد. اگر کنجکاوى و شر و شور جوانى داريد و جلو رابطه داشتنتان را نمى توانيد بگيريد، با عرض معذرت با عرض معذرت زبانم لال از کاندوم استفاده کنيد. اين کاندوم در داروخانه خبر گزارى هاى دولتى فروخته مى شود و خط قرمز نظام نام دارد و هر چند هى تنگ و گشاد مى شود و باز هم زبانم لال از سر جايش در مى رود، اما بودنش بهتر از نبودنش است. (علامت مشخصه اين کاندوم علامت ورود ممنوع و لطفاً خفه شويد در نوک آن است)اين کاندوم خط قرمز باعث مى شود ويروس به شما نزند و شما عمرى سرافراز زندگى کنيد. به خاطر اين کاندوم شما اوج لذت را درک نمى کنيد؟ به درک که درک نميکنيد. مگر از جانتان سير شده ايد؟ همان يک ذره لذت کافى است. شما يک جور ارتباط برقرار کنيد که نه سيخ بسوزد نه کباب. حرف هايتان را دو پهلو و سه پهلو بزنيد و به جاى برخى اسامى از سه نقطه در وسط کروشه استفاده کنيد. مطالبتان را در لفاف بپيچيد و با استعاره و کنايه و صنايع بديع سخن بگوييد. مطلقاً با عامل اصلى ايدز و پلاسما و مواد ناقل مانند سپاه و قوه قضائيه و وزارت اطلاعات و جديداً شخص رئيس جمهور محترم کارى نداشته باشيد. از ما گفتن بود. تو خواه پند بگير خواه ملال. اميدوارم درس امروز باعث نجات جان شما خردمندان گردد.

<< Home